یکی جشن کرد آن شب و باده خورد       سده نام آن جشن فرخنده کرد

زهوشنگ ماند این سده یادگار              بسی باد چون او دگر شهریار

مناسبت جشن سده را دیگرانی در آن دانسته­ اند که آن روزکه شمارفرزندان گیومرث(انسان نخستین) به صد رسید، به­ فرخندگی این رویداد، جشنی برپاداشته شد، و ابوریحان نوشته است(التفهیم، 1362، 257) به­مناسبت آنکه از آن روز تا نوروز پنجاه روز و پنجاه شب مانده است، و این که در این روز فرزندان پدر نخستین صد تن تمام شدند. و سبب آتش­کردن در این روز آن است که بیوراسب(ضحّاک) در سرزمین خویش فرموده بود هر روز دو مرد را بکشند و مغز آنان را  بر زخم شانه های وی بگذارند(به روایتشاهنامه1/56: به ماران ّرسته بر دوش او بدهند). ضحّاک خوالیگری(آشپزی)داشت نیک­دل و نیک­کردار، ارمایل نام، که هر روز یکی از این جوانان را نمی­کشت و پنهان به دماوندکوه می ­فرستاد. چون فریدون بر ضحّاک چیره شد و او را به بند­کشید، ارمایل را بگرفتند و سرزنش کردند. گفت: توانائی من آن بود که از دوکشته یکی را برهانیدمی و همگی ایشان در پس کوهند. با وی کسان فرستادند تا به­ درستی سخن او گواهی دهند. او کسی را پیش فرستاد و بفرمود تا هرکسی از آن رستگان بر بام خانة خویش آتش افروختند، زیرا که شب بود و خواست تا بسیاری ایشان پدید آید. کاری که ارمایل کرده بود نزد فریدون پسند افتاد وی را آزاد کرد و بر تخت زرّین نشاند. اندکی بعد از بیرونی شه مردان بن ابی الخیر رازی هم در کتاب نجومی خویش موسوم به روضةالمنجّمین، (چاپ عکسی، 1368، ص 37) به سال 466 همین داستان را آورده وافزوده است که:«فریدون این را جشنی فرمود کردن و رسمی شد و دانایان چون بدیدند که اندرین وقت حال هوا بگردیده بود و چون آتش افروزند عفونات از هوا دورشود محکم­تر گردانیدند تا از وبا ایمن باشند». (ر. ک. مقدمه دکتر جعفر یاحقی درکتاب جشن سده )
http://vakhsh.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در جمعه بیست و یکم آذر 1393 و ساعت 6:13 |
ﻓﺮدوﺳﯽ ﺑﺰرگ ﻣﻌﻠﻢ راﺳﺘﯿﻦ ﻣﯿﻬﻦ دوﺳﺘﯽ و ﻧﻤﺎد درﺳﺖ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﻠﯽ است. ﺑﻪ ﻗﻮل اﺳﺘﺎد دﻛﺘﺮ ﺷﻤﯿﺴﺎ ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﻮدن اﻓﺮاد ﻧﯿﺎزی ﺑﻪ آزﻣﺎﯾﺸﻬﺎی ژﻧﺘﯿﻚ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﻣﯿﺰان ﻋﻼﻗﻪ اﻓﺮاد ﺑﻪ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ و ارادت آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻓﺮدوﺳﯽ ازاﯾﺮاﻧﯽ ﺑﻮدن آﻧﻬﺎ ﺣﻜﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﻛﻨﺪ...

+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 و ساعت 9:24 |
ضمن عرض تبریک سال نو وتسلیت به دوست داران تاریخ و ادبیات به مناسبت در گذشت استاد باستانی پاریزی ... غزل از آن زنده یاد:

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می‌ریخت

بر سر ما ز در و بام و هوا گل می‌ریخت

سر به دامان منت بود وز شاخ بادام

بر رخ چون گُلت آرام صبا گل می‌ریخت

خاطرت هست که آن شب همه شب تا دم صبح

گل جدا، شاخه جدا، باد جدا گل می‌ریخت

نسترن خم شده، لعل تو نوازش می‌داد

خضر گویی به لب آب بقا گل می‌ریخت

زلف تو غرقه به گل بود و هر آنگاه که من

می‌زدم دست بدان زلف دو تا گل می‌ریخت

تو فرو دوخته دیده به مه و باد صبا

چون عروس چمنت بر سر و پا گل می‌ریخت

گیتی آن شب اگر از شادی ما شاد نبود

راستی تا سحر از شاخه چرا گل می‌ریخت؟

شادی عشرت ما باغ گل افشان شده بود

که به پای تو ومن از همه جا گل می‌ریخت

+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در چهارشنبه ششم فروردین 1393 و ساعت 8:38 |

 

            

                     وفای به عهدوپیمان درشاهنامة فردوسی

                

                 چکیده

  پهلوانی وصفات پهلوانان از جمله مهم ترین مسئله ایست که در شاهنامه مطرح است.  حکیم فردوسی ، گرچه دنیایی آرمانی در شاهنامه آفریده است که در هرگوشة آن می توان خوشه ای یافت و از آن توشه ای برداشت ، امّا همة این صفات  وخوبی های حاصل از آن را می توان دردوجمله خلاصه کرد: تلاش برای زیستن و زیستن همراه با شرافت وآزادگی. دراین مقوله کوشش شده است تا برای نشان دادن گونه هایی از جوانمردی ونشکستن پیمان توسط ابرمردان شاهنامه ، نمونه هایی بیان شود. همان صفاتی که توانسته است ، پهلوانان شاهنامه را در نظر جهانیان بی همتا نشان دهد، وآنان را بر اریکه  مردانگی در عالم انسانیت بنشاند. انسان هایی که در عین توانایی وصلابت مهربانند و آن گاه که لازم باشد ، چون شیر غرنده اند و همانند آتش سوزنده

واژه های کلیدی :    فردوسی  ،  شاهنامه ،  پهلوانی ، ایرانیان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 و ساعت 23:6 |
 

  فرياد زد چكاوك :
نوروز می رسد
تاك برهنه گفت :
" گرجان به مژده ی تو فشانم روا بود
اما هنوز سرمای بهمنی نشكسته است
وين برف دير پای انگار تا ابد
بر فرق كاج پير خانه نشسته است
آن كاروان شادی و گل
از كدام راه در اين هوای سرد توان سوز می رسد. "

بيد كهن به رقص درآمد كه غم مدار
تا من به ياد دارم
نوروز دل فروز
نوروز جاودانی
نوروز مردمی
در وقت خود شكفته و پيروز می رسد...

                                                               فریدون مشیری

+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در پنجشنبه یکم فروردین 1392 و ساعت 12:2 |
 

 با عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن سال نو وآرزوی موفقیت و سرافرازی برای شما عزیزان...

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ های سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه ی شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار

میرسد اینک بهار خوش به حال روزگــار ...


 

+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 و ساعت 22:4 |
مجموعه 5 جلدی شرح و تفسیر دیوان حافظ منتشر می‌شود
سعید حمیدیان از آماده‌سازی مجموعه 5 جلدی «شرح شوق» شامل شرح و تفسیر کامل دیوان غزلیات حافظ برای چاپ خبر داد.

سعید حمیدیان نویسنده و محقق در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: جلد اول مجموعه «شرح شوق» اردیبهشت سال گذشته منتشر شد و جلدهای دیگر این مجموعه 5 جلدی در حال آماده‌سازی برای چاپ هستند. «شرح شوق» شرح و تفسیر تمام اشعار دیوان غزلیات حافظ است که قرار است توسط نشر قطره منتشر شود.

وی افزود: در انتشار کتاب‌های این مجموعه، ابتدا جلد اول با تعداد نسخ محدود منتشر شد و قرار شد 4 جلد بعد به همراه جلد اول، همراه هم منتشر شوند و این 5 جلد، حداکثر 6 تا 7 ماه دیگر چاپ خواهند شد. مجلدات دیگر در حال حاضر در مرحله حروفچینی هستند.

این محقق در ادامه گفت: جلد اول «شرح شوق» شامل مباحث موضوعی است و در حقیقت درباره شعر و شخص حافظ است. به علاوه اندیشه‌های این شاعر هم در جلد نخست مجموعه بررسی شده است. جلد اول را به نوعی مدخل ورودی این مجموعه برای شرح اشعار حافظ در نظر گرفتم و توضیحات مختلف را درباره حافظ در آن آورده‌ام. اما شرح غزلیات از جلد دوم آغاز می‌شود و تا جلد پنجم، آخرین غزل دیوان حافظ بررسی می‌شود.

مولف کتاب «درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی» گفت: اشعار را به گونه‌ای تفسیر کرده‌ام که از سطح دانشجویان ادبیات به بالا تا مراحل تخصصی، بتوان از آن استفاده کرد. جلد اول مجموعه، کوچکترین کتاب مجموعه با 700 صفحه است و مجلدات دیگر با حجمی بین 900 تا هزار صفحه در ادامه آن قرار دارند که به این ترتیب، مجموعه «شرح شوق» حدود 5 هزار صفحه خواهد داشت.

حمیدیان ادامه داد: یادداشت‌برداری و تحقیق در این زمینه 25 سال به طول انجامید و 4 سال هم در زمینه تحریر و تنظیم آن گذشت. در مجموع باید بگویم که 29 سال اخیر صرف تهیه و تدوین کتاب‌های این مجموعه شده است.

منبع :http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1536850

+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 و ساعت 22:10 |

غلام همت آن نازنینم        که کار خیر بی روی وریا کرد

آن گونه که غزالی در کتاب کیمیای سعادت آورده است ، پیامبر اکرم (ص ) از ریاکاران بیزار بوده است و پیوسته نگران ریاکار وریاکاری بوده است او در این باره می نویسد : « شدادبن اویس (رض) گفت رسول (ص) را دیدم که می گریست . گفتم چرا می گریی ؟ گفت می ترسم که امت  من شرک آورند. نه آن که بت پرستند یا آفتاب پرستند، لیکن عبادت به روی وریا کنند»» (ج2،209)

حافظ در مذمت ریاکاران می فرماید:

-         می خور که صد  گناه   زاغیار  در   حجاب            بهتر زطاعتی که به روی وریا کنند

-         دوش می گفت که حافظ همه رویست وریا            بجز ازخاک درش با که بود بازارم

-         روی  تو  مگر   آینه ی  لطف  الهی  است             حقا که چنین است و در این روی وریا نیست

+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در سه شنبه دوم آبان 1391 و ساعت 11:35 |

مارا خدا ز زهد وریا بی نیاز کرد

در حافظ نامه ی خرم شاهی آمده است که : « زاهد از شخصیت های مشهور ومنفی ودوست نداشتنی شعر حافظ است که به صورت «واعظ » ، « شیخ » ، « فقیه » ، «امام شهر» ،ملک الحاج» ، « مفتی » ، و«قاضی »، نیز ازاو یاد می شود. واهل مدرسه وصومعه (کنایه از مساجد وخانقاه ها وزیارت گاه و ریاضت گاه ها) ومجلس وعظ است . از لحاظ قشری گری نه ظاهر پرستی و خرقه پوشی وبعضی صفات دیگر ، با شخصیت منفی دیگری درشعر حافظ ، همسان و هم درد است وآن همانا صوفی است که  او نیز پشیمنه پوش تندخو وبری ازعشق وبی بهره از معرفت است  ودامگاه او خانقاه است . حافظ درمقابل این دوچهره ی منفی یک چهره ی مثبت از انسان کامل در دیوان خود ارائه داده است که اهل عشق وخرابات یا دیر مغان است ورند نام دارد(خرمشاهی ، 1372: 366-365)

صفات زاهد در دیوان حافظ:

1-     خود بین ومغرور وبی درد است :

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه          رند از ره نیاز به دارالسلام رفت

2-     محتسب وار و بوالفضول وعیب گیر رندان است :

زاهد از کوچه ی رندان به سلامت بگذر   تا خرابت نکند صحبت بد نامی چند

3-     ریاکاروجلوه فروش وسست ایمان است :

واعظان کاین جلوه در محراب ومنبر می کنند   چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

4-     دوست دار جاه ومقام است :

واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش     زانکه  منزل گه سلطان دل مسکین من است

5-     طمع به نعیم بهشت دارد:

زاهدشراب کوثر وحافظ پیاله خواست           تا درمیانه خواسته ی کردگار چیست

6-     اهل عشق نیست :

نشان مرد خدا عاشقی ست باخود دار            که درمشایخ شهر این نشان نمی بینم

7-     اهل حق وحقیقت نیست :

واعظ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن      درحضورش نیز می گویم نه غیبت می کنم

 

خرمشاهی ، بهاء الدین ، (1372) ،حافظ نامه ، انتشارا ت علمی فرهنگی  ، چ 5

+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391 و ساعت 9:31 |
 

 

شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است ...

بیستم مهر ماه روز گرامی داشت  حافظ شیرین سخن  برادب دوستان وصاحب دلان خجسته و میمون باد

+ نوشته شده توسط غلام عباس نفیسی در پنجشنبه بیستم مهر 1391 و ساعت 16:39 |